مضرات مشروبات الکلی و علت حرام شدن

مضرات مشروبات الکلی و علت حرام شدن

 

مضرات مشروبات الکلی و علت حرام شدن

مشروبات الکلی مست کننده، حرام و نجس است و خوردن کم یا زیاد آن فرقی نمی کند.

قرآن صریحاً آن را رجس و پلید و از عمل شیطان می داند:

“انّما الخمر و المیسر و الأنصاب و الأزلام رجِْس مِن عمل الشیطان:

شراب و قمار و بت ها، همه پلید هستند و از اعمال شیطان محسوب می شوند .

در روایات از آن بسیار مذمت شده، حتی نشستن سر سفره ای که در آن شراب باشد، تحریم شده است.

به قول امام صادق(ع) تمام انبیاء خمر را حرام کرده اند و پیامبر(ص) فرمود:

“خمر و ایمان در یک قلب جمع نمی شود”.

یعنی کسی که شراب می نوشد، مؤمن نیست و نور ایمان از قلب او زدوده می شود.

از خمر به عنوان “ام الفواحش” (مادر بدی ها) و “امّ الخبائث” (ریشه پلیدی ها) و

“مفتاح الشرّ” (کلید شرّ) یاد شده است. اگر کسی خمر بنوشد، تا چهل شبانه روز نماز او قبول نیست .

شرابخوار از نظر اخلاقی فاسق و گناهکار است.

نوشیدن حتی یک قطره شراب نیز حرام است!

از امیر المؤمنین علی علیه السلام روایت است که آنچه زیادش حرام شده کمش نیز حرام است‎ .


روایات حرمت شراب مقدار و کمیت برای حرمت آن تعیین نکرده اند یعنی‎ ‎به طور مطلق حرام کرده اند

پس ‏حرمت شرعی هم شامل یک قطره می شود و هم شامل‎ ‎بیش از یک قطره‎ .

ممکن است بگویید علت حرمت معلوم است و آن ایجاد مستی و زوال عقل است

و علت با یک قطره ایجاد نمی ‏شود پس یک قطره اشکال ندارد‎ !؟

پاسخ این است که اولاً بر فرض اینکه مست کنندگی علت حکم حرمت شراب باشد با‎ ‎این حال

دلیل بر حلیت یک ‏قطره نمی باشد زیرا ادله ی حرمت مطلق است و شراب‎ ‎را به طور مطلق

حرام کرده است و هیچ جا نیامده که ‏مقداری که موجب مستی شود‎ ‎حرام است و مقداری که

موجب مستی نشود حلال‎ از این گذشته اگر فرضاً به حکم عقل گفتیم یک قطره شراب اشکال

ندارد‎ حال این سؤال پیش می آید که دو قطره چی؟ اگر حلال است بر چه اساس و اگر حرام است چرا؟‎

چرا یک قطره حلال باشد اما دو قطره حرام؟‎

سه قطره و چهار قطره و… چه؟‎

اگر حلال است این قطره ها تا چه اندازه برسد حرام می شود؟‎

اگر ملاک آن رسیدن به حد مستی است چگونه می توان حد آن را بدون مست شدن به‎ ‎دست آورد

طوری که هم حد ‏آن به دست آید و هم آلوده به گناه نشویم؟‎

و آیا این حد همیشه و در همه حال و برای همه ثابت و یکسان است؟‎

مسلماً نه می توان ملاک و میزان ثابتی برای حرمت تعیین کرد و نه تفاوتی بین یک قطره و چند قطره ممکن است

بگویید ملاک آن می تواند مقداری باشد که عرفاً موجب مستی می شود.‏

اما آیا در این مورد عرف می تواند ملاک و میزان دقیقی باشد؟

توجه داشته باشید که خوردن شراب صرفاً موجب عذاب اخروی نیست بلکه حد شرعی نیز دارد (تازیانه).

هر ‏کسی می تواند بگوید من کمتر از مقداری که عرفاً مست کننده بود خوردم ولی مست شدم!‏

به خاطر این تبعات و بسیاری تبعات دیگر است که اسلام آن را از اصل حرام کرده است

تا علاوه بر این مشکلات ‏باب گناه و تجری (جرأت سرپیچی از امر مولا پیدا کردن) نیز باز نشود.‏

علاوه بر این اگر حکم به حلیت یک قطره و چند قطره شود دیگر بسیاری از‎ ‎احکام مرتبط با حکم شراب تغییر ‏خواهد کرد

و باب بسیاری از مسایل باز خواهد‎ ‎شد‎ .

دیگر احکام و روایاتی که به حرمت خرید و فروش انگور برای تولید شراب و‎ ‎حرمت تولید، نگهداری،

خرید و ‏فروش شراب و حرمت بسیاری از اعمال مرتبط با‎ ‎آن می کنند لغو خواهد شد‎.

چون همه ی آن ها می تواند برای استفاده قطره ای باشد که بر فرض ما حلال است‎

حتی ساخت کارخانه های عظیم شراب حلال می شود چون ملیون ها نفر حق دارند که

از قطرات حلال شراب ‏استفاده کنند‎ می بینید که چه تبعات و مفاسدی در پی حکم به حلیت

حتی یک قطره شراب است‎ آیا عقل چنین حکمی را روا می داند؟

ملاک در حرمت خمر آثار و مفاسدی است که در آن نهفته است، که یکی از آن ها می تواند

زائل شدن عقل باشد. هر حکم در اسلام، دلیلی دارد. این را علمای اسلام به این ترتیب بیان

می کنند که در هر دستوری از اسلام، حکمت یا حکمت هایی نهفته است. به تعبیری که

علمای فقه و اصول می گویند: احکام تابع مصالح و مفاسد واقعی است؛ یعنی اگر اسلام چیزی

را حرام کرده، چون مفسده ای داشته، حرام کرده است؛ خواه مفسده جسمی باشد،

خواه روحی؛ خواه به زندگی فردی بستگی داشته باشد، و خواه به زندگی اجتماعی.

در هر حال ضرری در آن بوده که حرام شده است … ممکن است برای چیزی که

حرام شده است، ده ها خطر وجود داشته باشد و امروز علم یکی از آن ها را کشف کرده

و بقیه هنوز مانده باشد. علم، پنی سیلین را کشف و آثارش را بیان می کند و تمام مردم

به آن روی می آورند. بعد از چند سال متوجه می شوند ضررهایی هم دارد و لااقل

برای همه مریض ها تجویز نمی کنند. علم، گوشه ای را کشف می کند و گوشه دیگر

پنهان می ماند. خیلی از چیزها است که انسان خیال می کند آن اثر را در او ندارد،

ولی در واقع همان اثر را می گذارد، ولی خودش متوجه نمی شود. . .

 

*
مضرات مشروبات الکلی

 

*
مصرف الکل بر بینایی تآثیر میگذارد. سلولهای چشم به طور طبیعی برای حفظ بینایی نیاز به ویتامین A دارند.

با نوشیدن الکل این ویتامین برای تبدیل الکل به انرژی مصرف میشود و در اثر کمبود آن،

هنگام شب، دید چشم دچار اختلال شده و تار میگردد.
*
مصرف الکل میتواند موجب بالا رفتن فشار خون، وارد شدن آسیب به عضلات قلب و سیروز و هپاتیت کبدی گردد.

الکل میتواند خطر ابتلا به سرطان دهان، حلق و مری را افزایش داده و باعث آسیب زدن

به دیواره معده و روده گردد. آسیب وارده به معده و روده میتواند در نهایت موجب تضعیف جذب قدرت مواد مغذی توسط بدن شود.

*
الکل یک ماده ادرار آور است و میتواند سبب کم آبی سلولهای بدن شود. با دفع ادرار، همراه با آب،

ویتامینها و مواد معدنی از جمله ویتامینهای B، C، منیزیم، کلسیم، روی و پتاسیم از بدن خارج میشوند.

با مختل شدن عمل جذب اسید فولیک، به علت مداخله الکل در سوخت و ساز ویتامینها،

از دریافت این ویتامین توسط بافتهای بدن جلوگیری میشود. کمبود اید فولیک میتواند

موجب کم خونی، سستی و بیحالی و ضعف جسمی و روحی گردد.

*
یکی از عوارض تجزیه الکل در بدن تخریب ویتامین B6 میباشد. در نتیجه این تخریب فرد ممکن است

دچار کم خونی، خستگی، تمرکز ضعیف، سستی و بیحالی گردد.

*
با تداوم مصرف الکل سلولهای کبد دیگر قادر به استفاده از ویتامین D نیستند در حالی که این ویتامین

برای سلامتی استخوانها، دندانها و برای تولید چندین هورمون ضروری میباشد.

لذا مصرف ا لکل بر فرآیندهای داخلی بدن تأثیر سوء میگذارد.

مشروبات الکلى بر خلاف بسیارى از منکرات، به پنج دلیل از محرّمات و خبائث شمرده مى شود:

دلیل اول – کتاب (قرآن)
در قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنایه

و یا موردى بیان مى کند، ولى ما به صریح ترین آنها مى پردازیم:

۱ – «انّما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛(۱)

تحقیقاً شراب و انواع قمار و بت پرستى و یا سنگ هایى که براى قربانى نصب شده و چوبه هاى قرعه

(براى کشف امور غیبى)، پلیدى از کارهاى شیطان است، از آن دورى گزینید، شاید رستگار شوید.»

۲ – «انما یرید الشّیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فى الخمر و المیسر…؛(۲) شیطان مى خواهد

کینه توزى و دشمنى را از طریق شراب و قمار در میان شما بیفکند و تضادهاى داخلى را تشدید

نماید و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا باز هم دست از آن بر نمى دارید.»

۳ – «یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛

(۳) تو را از شراب و قمار مى پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهایى براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.»(۴)

دلیل دوم – احادیث نبوى و علوى (سنت)
در مجامع شیعه و سنّى، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم (ص) ده گروه را لعنت کرده است

که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازى دخالت دارند: ۱ – کسى که درخت انگور را

به نیت شراب غرس کند؛ ۲ – آن که بدین قصد از درخت تاک پاسدارى نماید؛ ۳ – خریدار مشروبات؛

۴ – فروشنده آن؛ ۵ – کسى که مى نوشد؛ ۶ – کاسبى که از شراب فروشى پولى به دست مى آورد؛

۷ – فشار دهنده انگور به انگیزه ساختن شراب؛ ۸ – افرادى که مشروبات را حمل و نقل مى کنند؛ ۹ –

تحویل گیرنده آن؛ ۱۰ – ساقى یا کسى که شراب براى دیگرى مى برد.(۵)

در اسلام هیچ گناهى تا این حد نکوهیده نشده است. پیامبر (ص) به حضرت على (ع) فرمود:

«اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کلید آن شراب است.»(۶)

امام على (ع) مى فرماید: «خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است.»(۷)

امام صادق (ع) نیز فرمود: «اگر کسى دخترش را به شراب خوار بدهد مانند این است که او را در آتش انداخته است.»(۸)

دلیل سوم – عقل
برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازین عقلى و علمى

و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد

و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در این حالت هرگونه

عمل خطرناک و یا شرم آورى از وى امکان صدور مى یابد.

دلیل چهارم – اجماع
به اجماع فقهاى شیعه و سنّى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات

را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است.

تمام فقیهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.

دلیل پنجم – علوم طبیعى (علم پزشکى)(۹)
از نظر علم پزشکى نیز حرمت شراب، محرز است، زیرا کتاب هاى متعددى درباره زیان هاى آن از

سوى پزشکان دل سوز نوشته شده است. در این جا یکى از جامع ترین و به روزترین کتاب هایى

را که جمعى از پزشکان در تدوین و یا تصدیق بر آن کوشیده اند، منبع قرار مى دهیم و نکاتى را از آن استخراج مى کنیم.

هر چند اصطلاح الکلیسم به طور گسترده در محاورات روزمره استعمال مى شود، اما مفهوم

آن براى استفاده بالینى بیش از حد وسیع است. مى توان به مصرف بیش از حد الکل، وابستگى

(اعتیاد) به الکل یا آسیب ناشى از مصرف بیش از حد الکلیسم اطلاق کرد. در بعضى منابع علمى دیگر گفته شده است:

الکلیسم به مفهوم اعتیاد به الکل، توصیف و مشخص مى گردد.(۱۰)

 

زیانهای جسمی شراب

 


۱٫اثر شراب در مغز : الکل ( شراب ) در اثر تاثیر در سلولهای مغز آنرا از کار می اندازد

و چه بسا در اثر پاره شدن رگهای نازک خونی و یا لخته شدن خونها در مغز و جلوگیری نمودن

از جریان عادی خون ، سکته ( ناقص یا کامل ) ایجاد می گردد و گاهی هم موجب تشنج و صرع و ورم مغز

و فشار خون در سر گردیده و تولید فلج در اعضای بدن می نماید.
۲٫اثر شراب در اعصاب : الکل ( شراب ) موجب تولید امراض مختلفی از قبیل بیماری رعشه ( لرزش دست و پا )

در دستها و پاها و توانائی نداشتن بر کنترل اعضاء و مور مور شدن بدن و ضعف حواس ظاهره و باطنه و دچار شدن

به بیخوابی مفرط و دیدن خوابهای پریشان می گردد.
۳٫اثر شراب در معده : الکل ( شراب ) مخاط زبان و حس ذائقه را ضایع و بزاق دهان را کم و ترشح آنرا از نظم می اندازد

و نیز مخاط معده را تحریک و ترشی آنرا کم می کند و با انعقاد عامل هضم که پیپسین نام دارد

چه بسا موجبات استفراغ را که توام با مایعی به نام بلغم که اغلب با لخته های خون همراه است ،

فراهم میسازد و امراض مختلف معده و روده و گشادگی زیاده از حد معده ، تورم و خراشیدگی

روده ها و التهاب جهاز هاضمه ، اسهال های سخت و یبوست شدید در اثر لطمه دیدن روده بزرگ ، شخص شرابخوار را تهدید می کند.
۴٫اثر شراب در کبد : الکل ( شراب ) جگر را ناتوان و متورم میسازد و در اثر ضعف و خرابی کبد

و صلابت آن با احساس درد و ناراحتی در طرف شکم آغاز میگردد و چه بسا ممکن است

مرض مخصوصی به نام زردی در کلیه اعضای شرابخوار ، حتی در چشمش هویدا میشود.
۵٫اثر شراب در گردش خون : الکل ( شراب ) چون قابل مصرف برای کارگاه تن نیست

به محض ورود به معده وارد خون گردیده گلبولهای سفید خون را از بین برده و در اثر فشارهای کم تولید سکته می نماید.
۶٫اثر شراب در دستگاه تنفسی : از مهمترین عوارض الکل ( شراب ) در دستگاه تنفس بیماری خانمانسوز

سل و تنگی نفس است زیرا که الکل همراه خون وارد ریه ها شده ، مخاط ریه را تحریک کرده

آنرا متورم میسازد و این تحریک ، کلسیم بدن را از بین برده و عمل ریه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گردید.
۷٫اثر شراب در کلیه ها : طبق آمار موجوده ، صدی نود امراض کلیه در اثر این ماده شوم است

زیرا مشروبات الکی در هنگام دفع ، مجاری ادرار را تحریک و تولید عوارض بسیار ناراحت کننده ای

از قبیل بیماری سلسله البول و غیره می نماید.
۸٫اثر شراب در قلب : الکل ( شراب ) چون در خون اثر می بخشد کم کم آنرا فاسد کرده ،

عمل تغذیه اعضاء مختل می گردد و مقدار زیادی پیه و چربی اطراف قلب را گرفته آنرا سنگین می نماید

و حجمش را زیاد می گرداند در نتیجه ، حرکات قلب ضعیف میشود

و لذا نبض معتادین به شراب غالبا آهسته یا غیر منظم است.
۹٫اثر شراب در قوه عاقله ( فکر و تفکر ) : مشروبات الکلی اولین عامل جنون است ،

آمار دقیق تیمارستانها نشان می دهد که اغلب دیوانگان کسانی هستند

که سالهای دراز عمر خود را با میخواری به سر برده اند. در کتاب بلاهای اجتماعی نقل از مجله تندرست می نویسد : د

ر فرانسه به موجب تحقیقات اطباء دویست هزار نفر دیوانه مشروبات الکلی وجود دارد

و نیز می نویسد هشتاد درصد دیوانگان و چهل درصد از بیماران آمیزشی در نتیجه استعمال شراب بوده است .

و در انگلستان در اثر تحقیقات دانشمندان به ثبت رسیده که تقریبا نود درصد دیوانگان ،

دیوانه مشروبات الکلی می باشند.
۱۰٫اثر شراب در نسل : در کتاب مزبور می نویسد : الکل در سلولهای نطفه اثر نامطلوبی نیز می گذارد

چنانچه یکی از اطباء آلمان ثابت نموده که تاثیر سوء الکل ( شراب ) تا سه نسل به طور حتم باقی است

به شرطی که این سه نسل الکلی نباشند.
نسل الکلی ( شرابخوار ) همواره رو به نقص بوده و بالاخره به کلی منقطع می گردد

دکتر نالین آمریکائی می گوید از یک مرد سالم ممکن است یازده طفل به وجود بیاید

در حالی که از مرد معتاد به شراب از یک تا سه طفل ( سالم ) به وجود نمی آید

تازه این فرزندان هم در معرض بیماریهای مختلفی از قبیل سکته ، صرع ، عصبانیت ، جنون ،

عدم رشد قوای عاقله و کم خونی و غیره بوده دائما دچار تشنجات سایر امراض روحی و ناراحت کننده می شوند.
برای اطلاع بیشتر از زیانهای جسمی و روحی و اخلاقی و اجتماعی شراب به مجموعه انتشارات

انجمن تبلیغات اسلامی ، شیطان بطری ، مراجعه شود.
گناهان کبیره جلد ۱ صفحه ۲۲۵ الی ۲۲۷
تفریح نامشروح یا استعمال شراب
می گویند نوشابه های الکلی خوشی و سرور می آورد و درد و کسالت را برطرف میکند !

راست است ولی علتش این است که عقل و احساس را ضعیف میکند و در حقیقت نمی گذارد

بیمار متوجه کسالت خود بشود.اگرچه همیشه این طور نیست ، بلکه گاهی به عکس درد و بلا را ظاهر میکند .
در واقع مست و مخمور مانند دیوانه ای است که خوب و بد را تشخیص نمی دهد یا مانند آدم بیهوشی است

که زیر دست جراح پاره پاره میشود و احساس درد نمی کند.
کاش این خوشی مدتی ادامه میداشت . اما طولی نمی کشد که نسوج و سلولهای بدن شروع به سوختن میکند ،

خوشی و سرور تمام میشود ، سستی و کسالت و خواب مسلط شده ، غصه و بیماری و درد برمیگردد.
بیچاره برای کسب نشاط موقت زهر خطرناکی را با یک تغییر نام ( نوشابه ! ) به کمال رغبت سر می کشد ،

غافل از آنکه این نشاط موقت جز نوعی جنون ، که بر اثر مسمومیت خون پیدا میشود ، چیزی بیش نیست.
الکل به تدریج وارد خون شده در مغز تاثیر میکند ، عمل دماغ را فلج و انسان را بی اراده

و شعور را مختل می نماید . یعنی انسانی را از مقام خود به حیوانیت تنزل میدهد ،

این همان نشاط موقت است . این همان نتیجه ای است که شارب الخمر برای رسیدن به آن میگوید :

(( دلا دیوانه شو ، دیوانگی هم عالمی دارد )) !!!
قضایا بر خلاف واقع در نظرش جلوه میکند ، بیگانه را نزدیک می بیند چنانکه همه اسرارش را برای او شرح می دهد ،

نزدیک را بیگانه می یابد چنانکه در حالت بی اختیاری و مستی ، پسر به دست پدر مست ، به قتل میرسد.
می گویند شراب اشتها را زیاد میکند . بلی اما اشتهای کاذب را !!!!
می گویند شراب رنگ صورت را گلگون میکند.آری ولی مانند سرخی از شرم و

خجالت که این هر دو نشانه آلودگی و طغیان خون است.
یرقان ، ضعف ریه ، اتساع قلب ، سرگیجه ، تصلب شرایین،تنگی نفس ، و فشار خون ، تشمع کبد ،

و هزاران بیماری دیگر از تبعات محسوب شرابخواری است.
بیشتر شرابخواران به علت ورم حاد ریه یا خونریزی بینی و پدیده های آن تلف میشوند.
ارتعاش ( لرزش) ، خصوصا در انگشتها و زیادی حساسیت پوست از عوارض شراب است

و بر اثر حرارت فوق العاده کبد و معده زمینه برای انواع بیماریها ، مساعد میگردد.
ولی همانطور که گفته شد عوارض روحی آن خیلی بیشتر از بدنی است.وسوسه

، اشتباه در حس ، خبط در قضاوت و ضعف نیروی عقلانی و کم شدن حافظه و هذیان گویی ، بی خوابی

و خواب های وحشتناک از جمله عوارض روحی است که بر اثر نوشابه های الکلی پدید می آید.
تاثیر الکل بر نسل و اولاد
کاش مضرات نوشابه های الکلی ( یا این سهم مهلک ) فقط گریبان شرابخوار را میگرفت و با اعقاب

و فرزندان او کاری نداشت ، ولی بزودی دست بردار نیست تا تبعات خطرناک خود را در نسل او سرایت دهد.
کودکی که از پدر و مادر شرابخوار به دنیا می آید رنجور است و کبدش متورم ، کلیه اش کوچک ،

کمخونی در او مشهود و تعادل سلسله اعصابش محفوظ نیست و به طور کلی کودکی است

معیوب ، همچنان که استعداد خاصی برای ابتلا به سل دارد ، مستعد بیماری سرطان نیز است.
به گفته یکی از دانشمندان (( اختلالات عصبی که مشخصه الکلی مزمن است ، نسلهای بعد از شخص الکلی را هم گرفتار میسازد ))
الکل روی غدد تناسلی تاثیر میکند و در نتیجه نواقصی در آنها به ظهور میرساند.بیضه و پروستات معتادان به

الکل از تمام بافتهای دیگر بیشتر الکل به خود جذب میکند.
دانشمندان این مسئله را حتی در حیوانات تجربه کرده اند و در یک سلسه آزمایش های دقیق دیده اند

که بچه سگ های دچار الکل خیلی زودتر می میرند. استخوان های سرشان ضخیم تر و

به مغز چسبندگی دارد ، درز این استخوانها زود به هم می پیوندند و کبدشان معیوب است.

با تکرار این آزمایش روی میمون و گربه نیز به همان نتیجه رسیده اند.

منبع :

http://creativity4u.ir/category/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-sport/